جلال جلالى زاده
15
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
عصر اتباع تابعين و پيشوايان مذاهب شاه ولى اللّه دهلوى گفته است : فقهاى اين دوره علاوه بر حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به داورىهاى قضات و اجتهاد مجتهدين اعم از صحابه و تابعين پس از آنان عمل نموده و سپس اجتهاد مىكردند . آنان به حديث مسند و مرسل عمل نموده و به اقوال صحابه و تابعين استدلال مىكردند ، امام مالك به عمل اهل مدينه و ابو حنيفه به استحسان و عرف عمل مىكردند . مكتب اهل رأى و اهل حديث آنچه كه در عصر تابعين از اهميت زيادى برخوردار است ظهور دو مكتب اهل حديث و اهل رأى و بروز اختلاف در بين آنها در برخى از قواعد اصولى و نيز در فروع است و اختلاف در مسائل فقهى در اين عصر به وضوح ديده مىشود . مكتب اهل حديث ادامهى روش آن گروه از صحابهاى است كه به خاطر ترس و احتياط از مخالفت با نصوص در فتاوا بر قرآن و سنت اعتماد و از اجتهاد و رأى حذر مىكردند . مدرسهى اهل رأى نيز امتداد مدرسه عمر و عبد اللّه بن مسعود است كه بيشتر از ساير صحابه به رأى و مصلحت اهميت مىدادند . بهطور كلى مىتوان گفت كه صحابه و تابعين در فتاوا ايشان بر منابع زير استناد مىكردند : 1 - كتاب . 2 - سنت . 3 - اجماع . 4 - راى . و رأى اعم از قياسى بود كه اكنون مشهور است ، بلكه شامل قياس ، استحسان ، برائت اصلى ، سد ذرائع و مصالح مرسله مىشد . بنابراين تابعين نيازى به تدوين قواعد و اصول نداشتند ، اما بر اثر گسترش فتوحات اسلامى و پذيرفتن اسلام از سوى ديگر ملتها و اختلاط عربها با عجم لحن و خطا در زبان عربى ظاهر و سليقه و ذوق عربى به ضعف گرائيد ، به ويژه در زمان عباسيان كه نفوذ غيرعربها بيشتر شد . علاوه بر آن اختلاف در روشها و قواعدى كه هرگروه براى تقويت عقيدهى خود و رد مخالفان به كار مىگرفتند مزيد بر علت شده